سنجش كيفيت عملكرد مديريت كتابخانه هاي دانشگاه شهيد چمران اهواز با استفاده از مدل EFQM
_PUBNAME:
فصلنامه كتابداري و اطلاع رساني (اين نشريه در پايگاه اطلاعات علمي جهاد دانشگاهي به نشاني www.SID.ir نمايه مي شود)
_PUBNO:
45 _ شماره اول، جلد 12
Creator:
عبدالحسين فرج پهلو،سميه سادات آخشيك
Translator:
سنجش كيفيت عملكرد مديريت كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران اهواز با استفاده از مدل EFQM
عبدالحسين فرج پهلو
سميه سادات آخشيك
چكيده
اين مقاله شرح پژوهشي است كه دو هدف را دنبال ميكرد. 1) تعيين وضعيت عملكرد مديريت كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران براساس مدل تعالي سازماني بنياد اروپايي مديريت كيفيت (EFQM)؛ 2) بررسي كارآمدي مدل تعالي سازماني در محيط كتابخانهها.
دانشگاه شهيد چمران با سابقهاي پنجاه ساله، به عنوان يكي از دانشگاههاي مادر كشور، همواره در تلاش بوده است بهسوي تعالي گام بردارد. كتابخانههاي اين دانشگاه به عنوان عوامل اصلي پشتيباني برنامههاي آموزشي و پژوهشي آن، همسو با مجموعهي دانشگاه شهيدچمران، همواره به دنبال رسيدن به تعالي بودهاند. براي بهبود كيفيت، لازم است اين كتابخانهها ابتدا با بررسي وضعيت حاضر، عملكرد مديريت در اين كتابخانهها، و ميزان دوري يا نزديكي از شرايط آرماني تعالي را مشخص كنند تا پس از آن با آگاهي از ضعفها و قوّتهاي خود، براي برداشتن گامهاي لازم در راه رشد و تعالي برنامهريزي كنند.
انجام تحقيق حاضر نشان داد كه كيفيت مديريت در كتابخانههاي مورد بررسي، در سطحي بسيار پايينتر از متوسط قرار دارد و از بعد «توانمندسازها»، بخشها، روشها و ساز و كارهاي طراحي شدة مربوط به حوزههاي رهبري، خط مشي، كاركنان، منابع و مشاركتها و فرآيندها در حوزة مديريت، توانستهاند تنها با كيفيتي كه 35 درصدِ وضعيت مطلوب است فعاليت كنند. در بعد «نتايج» نيز وضعيت اندكي بهتر بوده و در سطح نسبتاً متوسطي است. فقط «نتايج مشتريان» با كسب امتيازي برابر با 2/122 از 200 بيشتر از حد متوسط ارزيابي شد. بقية زمينهها نياز به بهبود دارد. درمجموع، كيفيت مديريت دركتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران با عنايت به كسب 3/ 421 امتياز از 1000 امتياز الگوي تعالي سازماني، از سطحي پايين تر از متوسط برخوردار است. پرداختن به نقاط ضعف و تلاش در جهت مرتفع ساختن آنها و نيز تقويت نقاط بهبود مديريت كتابخانههاي مورد بررسي، ميتواند سبب ساز ارتقاء كيفيت مديريت در اين كتابخانهها گردد. از سوي ديگر، انجام اين تحقيق و حصول نتايج روشن، بيانگر اين واقعيت است كه الگوي تعالي سازماني بنياد اروپايي مديريت كيفيت كه تا كنون بيشتر در مؤسسات صنعتي، و در موارد اندكي در مؤسسات خدماتي غيركتابداري به كار گرفته شده بود، اين قابليت را دارد كه با اندك تغييرات و تعديلهايي با محيط كتابخانه و خدمات آن سازگار شده و در اين محيط نيز به كار گرفته شود.
دانشگاه شهيد چمران با سابقهاي پنجاه ساله، درحال حاضر يكي از دانشگاههاي مادر كشور ميباشد كه همواره در تلاش بوده است بهسوي تعالي گام بردارد. مانند هر دانشگاه ديگري، كتابخانههاي اين دانشگاه از عوامل اصلي پشتيباني برنامههاي آموزشي و پژوهشي آن ميباشند. مجموعة اين كتابخانهها متشكل از يك كتابخانه مركزي و 10 كتابخانه دانشكدهاي، در طول تاريخ فعاليت خود، مراحل مختلفي را از نظر ساختار مديريتي و شيوهها و سبكهاي مديريت پشت سر نهادهاند. تجربيات كتابداران و مديران كتابخانهها بيانگر اين است كه اين كتابخانهها در زمانهايي موفقتر عمل كرده و در برهههايي نيز دستخوش ركود بودهاند؛ اما هيچگاه اين فرصت فراهم نشده است كه عملكرد آنها بهطور جدي مورد بررسي قرار گيرد. از آنجا كه آرمان مجموعة اين كتابخانهها اين است كه روز به روز بر كيفيت عملكرد خود بيفزايند و در راه تعالي پيش روند، ابتدا بايد با بررسي وضعيت حاضر عملكرد مديريت در اين كتابخانهها، ميزان دوري يا نزديكي آنها از شرايط آرماني تعالي مشخص شود تا پس از آن با آگاهي از ضعفها و قوّتهاي خود، براي برداشتن گامهاي لازم را در راه رشد و تعالي برنامه ريزي كنند.
از آنجا كه مدل تعالي سازماني بنياد اروپايي مديريت كيفيت (EFQM) از جمله رايجترين مدلهاي سنجش كيفيت سازمانها در جهان ميباشد، در اين تحقيق عملكرد مديريت كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران براساس ملاكهاي اين مدل مورد بررسي قرار گرفته است.
هدف پژوهش
اين پژوهش دو هدف را دنبال ميكند. نخست تعيين وضعيت عملكرد مديريت كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران براساس مدل تعالي سازماني بهمنظور مشخص كردن نقاط قوّت و ضعف مديريت كتابخانهها براي برنامهريزي بهبود كيفيت مديريت اين كتابخانهها. دوم، تحقيق بررسي كارآمدي مدل تعالي سازماني در محيط كتابخانهها.
اهميت پژوهش
با توجه به اينكه مديريت، مركز ثقل و بنياد فعاليتهاي سازمانها شمرده ميشود، با بررسي عملكرد مديريت ميتوان وضعيت موجود مديريت را نشان داد و آن را با وضعيت مطلوب مقايسه نمود. در كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران، اين ارزيابي ميتواند ضمن آگاهي بخشيدن به مديران كتابخانهها از وضعيت موجود، آگاهيهاي لازم جهت اقدامهاي آتي را نيز در اختيار آنها قرار دهد تا بر مبناي آن و با شناسايي نقاط قوّت و ضعف مديريت كتابخانه هايشان در اين زمينه، براي مديريت مطلوب برنامهريزي كنند و از اين طريق، كيفيت خدمات خود را ارتقا بخشند.
مروري بر پيشينة پژوهش و چارچوب نظري
در اواخر دهة 1980 كه اقتصاد اروپا در معرض تهديد بازارهاي خاور دور (و بويژه ژاپن) قرار داشت، انجمني از مديران عامل 14 سازمان در اروپا گرد هم آمدند تا راهكارهايي از مخاطرة موجود و سردمداري آينده را بيابند. مشورت اين گروه و عزم گروهي آنها، به تأسيس بنياد اروپايي مديريت كيفيت انجاميد (گرامي و نورعليزاده، 1384، ص. 15). بدين ترتيب، در سال 1988، اين بنياد تأسيس شد و اتحاديه اروپا آن را تأييد نمود (ادوارد، 1380، ص. 87). الگوي بنياد اروپايي مديريت كيفيت (EFQM) به عنوان چارچوبي اوليه براي ارزيابي و بهبود سازمانها معرفي شده است. كار طراحي اين الگو، بهطور جدي، از سال 1989 آغاز و در سال 1991 معرفي شد (نجمي و حسيني، 1382، ص، 14). اين الگو بر «تعالي سازماني» متمركز است و همة جنبههاي مديريت يك سازمان را شامل ميشود. به علاوه، سازمان، با هر اندازه و ابعاد و نوعي كه داشته باشد، ميتواند از آن استفاده نمايد. الگوي تعالي سازماني، از 9 معيار اصلي بهرهميبرد، كه 5 معيار آن، «توانمندساز» يك سازمان شمرده ميشوند و چهار معيار ديگر، «نتايج» عملكرد و دستاورد فعاليتهاي سازمان را ميسنجند (نجمي و حسيني، 1382، ص. 18). در الگوي تعالي سازماني، معيارها روي هم 1000 امتياز دارند، كه 500 امتياز مربوط به توانمند سازها و 500 امتياز مربوط به نتايج است. به عبارتي، اگر سازماني موفق شود اين الگو را بهطور كامل پياده كند، ميتواند 1000 امتياز بگيرد (همان، ص 19). در شكل زير، معيارهاي9 گانة الگوي تعالي سازماني، نحوة تعامل و ارتباط آنها با يكديگر و امتياز هركدام ملاحظه ميشود.
پيشينة پژوهش در خارج از ايران
«اوانز» در سال 2000 به ترويج انديشة مديريت كيفيت در سازمانهاي خدماتي و كتابخانههاي انگلستان پرداخته و اذعان ميدارد كه در اين كشور، براي ارزيابي خدمات كتابخانههاي عمومي و دانشگاهي ، از روشهاي مختلف مديريت كيفيت استفاده ميشود.
«باريونووو و پرز» (2003) با اين اعتقاد كه دستيابي به تعالي چالش پيش روي كتابخانههاي دانشگاهي در قرن 21 است، بر مبناي الگوي تعالي سازماني و با همكاري گروهي از كتابداران دانشگاه هاي مختلف اسپانيا، دستنامهاي را به منظور ارزيابي خدمات كتابخانه هاي دانشگاهي در اسپانياي جنوبي، تدوين نمودند كه براي تهية آن، رويكردهاي مختلف ارزيابي را بررسي و پس از پياده سازي الگوي تعالي سازماني، به منظورارزيابي خدمات اين كتابخانهها، به دليل جامع بودن اين الگو، پس از اعمال تغييراتي در آن، در راستاي متناسب سازي آن براي ارزيابي خدمات كتابخانهاي، دستنامه را بر مبناي آن تهيه نمودند. «مِلو و سامپايو» (2003)، در پژوهشي با عنوان «ارزيابي و كيفيت عملكرد كتابخانهها»، پروژههايي را بررسي نمودند كه در طي ده سال پيش از آن، در پرتغال و برزيل به ارزيابي و كيفيت عملكرد خدمات كتابخانههاي دانشگاهي پرداخته بودند. آنها ارزيابي كيفيت خدمات كتابخانهها را مفهومي ميدانند كه امروزه نزد همة كتابداران پذيرفته شده و راهي است براي ارزيابي نيازها و ميزان رضايتمندي كاربران، و عملكرد بهتر كتابخانهها.
«دومنيكو» (2004) معتقد است در دهة 1990، با آغاز بررسيهايي كه برمبناي مديريت كيفيت فراگير و سنجش ميزان رضايتمندي مراجعان انجام گرفت، فرهنگ سازماني كيفيت به كتابخانهها وارد شد. به اعتقاد وي، الگوي تعالي سازماني ميتواند به كتابخانهها كمك كند تا ميزان پيشرفت خود در زمينة تعالي را به طور نظام مند و در سطح جهاني بسنجند، نواقص خود را شناسايي و راه حلهاي بهبود فعاليتهايشان را پيدا نمايند.
شواهد حاكي از آن است كه در اين ميان اسپانيا يكي از پيشگامان استفاده از الگوي تعالي سازماني در كتابخانههاست. «دايز» و ديگران (2005)، در هفتاد و يكمين كنفرانس عمومي ايفلا بر اين نكته تأكيد داشتند و كتابخانههاي دانشگاهي اسپانيا را از اولين واحدهايي برشمردند كه پس از پذيرش طرح ارزيابي ملي كيفيت در سال 1996 در اين كشور، شروع به تدوين رهنمودهايي براي سنجش كيفيت عملكرد خود نمودند. آنها علت بهكارگيري الگوي تعالي سازماني را، تأثير فزاينده و قابل توجه آن در بسياري از واحدهاي خدماتي و غير انتفاعي در سطح اروپا ذكر نمودند.
پيشينة پژوهش در ايران
بررسي كيفيت در كتابخانه ها با استفاده از الگوهاي رايج در حوزه مديريت كيفيت، در ايران سابقه زيادي ندارد. تاكنون مطالعات معدودي به اين امر پرداخته اند كه در ادامه به آنها اشاره مي شود.
«تابنده» (1383) در پژوهشي به مقايسة وضعيت موجود و مطلوب كتابخانه هاي دانشگاه شيراز در اعمال «مديريت كيفيت فراگير» (TQM) از ديدگاه مديران و كارشناسان پرداخت و به اين نتيجه دست يافت كه مديران نگرش بالاتري نسبت به وضع موجود كتابخانهها در اعمال مديريت كيفيت داشتند و از اين لحاظ، تفاوتي معنادار بين نظر مديران و كارشناسان وجود دارد. در اين تحقيق، علل اين تفاوت نگرش، بياطلاعي مديران و كارشناسان از مديريت كيفيت فراگير و عدم شناخت آنان نسبت به فلسفة مديريت كيفيت، شناسايي شد.
«نوري» (1384) در پژوهشي، ميزان آمادگي كتابخانههاي دانشگاههاي علوم پزشكي مستقر در تهران را براي پيادهسازي مديريت كيفيت فراگير (TQM)، مورد سنجش قرار داد. نتايج حاصل از اين پژوهش حاكي از اين بود كه ميانگينِ مجموعِ امتيازهاي تمامي مفاهيمِ 9 گانة پيش گفته، در سه دانشگاه علوم پزشكي ايران، تهران و شهيد بهشتي، بهترتيب، 5/7، 47/7 و 15/7 از حداكثر 10 امتياز بود. ضمن اينكه، از ميان اين مفاهيم، وضعيت «احساس تعلق»، «وضعيت ارتباطات»، «فرهنگ سازماني»، «توجه به آموزش» و «توجه به بهبودِ مستمر»، مناسب ارزيابي شد، و «وضعيت رهبري»، «مشاركت كاركنان» و «توجه به مشتري»، متوسط و «وضعيت پاداش و ترفيع»، با توجه به امتيازهاي به دست آمده، ضعيف تشخيص داده شد. نوري از اين تحقيق نتيجه گرفت براي اجراي مديريت كيفيت فراگير در كتابخانههاي مورد بررسي، در مرحله اول، بايد در سيستم پاداش و ترفيع و سپس در مقولههاي «توجه به مشتري»، «مشاركت كاركنان» و «وضعيت رهبري»، تحولات اساسي صورت گيرد.
«آخشيك» (1386) در پژوهشي، مديريت فناوري اطلاعات در كتابخانههاي دانشگاههاي شهيد چمران اهواز و علوم پزشكي جندي شاپور را با الگوي تعالي سازماني(EFQM) بررسي كرد. امتياز كل اين كتابخانهها، 403 از 1000 محاسبه شد. نتايج اين پژوهش حكايت از اين داشت كه در مجموع، وضعيت كيفيت مديريت فناوري اطلاعات در اين دانشگاهها در سطح زير متوسط است. از بين ملاكهاي 9 گانة اين مدل، بيشترين امتياز را نتايج مشتريان و كمترين امتياز را نتايج كاركنان و نتايج جامعه كسب نموده بودند.
پرسشهاي پژوهش
در راستاي نيل به هدفهاي پژوهش، محققان در جستجوي پاسخهاي مناسب براي سؤالهاي زير بودند:
1. عملكرد كتابخانه هاي دانشگاه شهيد چمران با توجه به معيارهاي الگوي تعالي سازماني بنياد اروپايي مديريت كيفيت(EFQM) چگونه است؟
2. نقاط قوّت و ضعف كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران با توجه به معيارهاي مدلEFQM كدامند؟
3. با توجه به معيارهاي مدل تعالي سازماني بنياد اروپايي مديريت كيفيت، كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران اهواز براي بهبود كيفيت مديريت خود چه جنبههايي را بايد بهبود بخشند؟
روش پژوهش
پژوهشي كه صورت گرفت از نوع توصيفي، و روش بهكار رفته در آن، پيمايشي بود. در اين تحقيق، براي گردآوري دادهها، از دو روش پرسشنامه و كارگاه استفاده شد. ابتدا با توجه به متون و نظريههاي موجود، پرسشنامهاي خاص براي اين تحقيق تدوين و ساخته شد و سپس بهمنظور دستيابي به دادههايي موثّق و نيز براي آشنا ساختن پاسخ دهندگان با مقولة مديريت كيفيت در كتابخانهها و شيوة صحيح پاسخگويي به سؤالها و دادن امتيازها، كارگاهي ترتيب داده شد. در اين كارگاه، پس از معرفي اجمالي الگوهاي مختلف مديريت كيفيت و نحوة بهرهگيري از آنها در سنجش عملكرد، الگوي تعالي سازماني و معيارهاي آن و نحوة دادن امتيازها، به تفصيل توضيح داده شد. سپس از شركتكنندگان خواسته شد پرسشنامهها را تكميل كنند. سرانجام، دادههاي به دست آمده از پرسشنامه هاي تكميل شده، براي پاسخگويي به سؤالهاي پژوهش و دستيابي به هدفهاي تحقيق، تجزيه و تحليل گرديد.
ابزار گردآوري اطلاعات
دادههاي اين پژوهش از دو طريق گردآوري شده است: پرسشنامه و كارگاه.
الف) پرسشنامه
ابزار اصلي پژوهشگر در جمعآوري دادهها، پرسشنامهاي بود كه اصالتاً مورد تأييد بنياد اروپايي مديريت كيفيت بوده و به عنوان الگوي تعالي سازماني ارائه شده است. از آنجا كه اين پرسشنامه در سازمانهاي مختلف، اعم از صنعتي، توليدي، آموزشي و خدماتي قابل استفاده است، بنياد اروپايي مديريت كيفيت، اين اجازه را داده است كه پرسشنامهي مذكور، با توجه به مقتضيات هريك از اين سازمانها و با حفظ 9 معيار اصلي كه در الگوي تعالي سازماني ذكر شدهاند، مورد جرح و تعديل قرارگيرد. اين پرسشنامه در اصل، داراي 9 معيار است؛ 5 معيار آن متعلق به توانمندسازها و 4 معيار ديگر، جزو نتايج است كه هركدام از اين 9 معيار، به تعدادي زير معيار و هركدام از زير معيارها، به تعدادي نكات راهنما تقسيم ميشوند و هر سازماني، ميتواند با توجه به ماهيت و فعاليت خود، به آنها توجه كند (نجمي و حسيني، 1382، ص34). از آنجا كه يكي از هدفهاي اين پژوهش، آزمايش كارايي مدل تعالي سازماني در كتابخانهها (و در اينجا كتابخانههاي دانشگاهي) بود، با توجه به ماهيت خدماتي كتابخانههاي دانشگاهي، اصل اين پرسشنامه مورد بررسي قرار گرفت و سعي گرديد با حفظ روح اولية 9 معيار اصلي الگوي تعالي سازماني و مناسبسازي زيرمعيارهاي اين پرسشنامه با محيط سازماني كتابخانههاي دانشگاهي، پرسشنامهاي ساخته شود تا بتوان بر مبناي آن عملكرد مديريت در كتابخانههاي دانشگاه مورد نظر را بهخوبي مورد سنجش قرار داد. نتيجه آنكه، پرسشنامهاي ساخته شد كه در آن، 9 معيار اصلي و 65 زير معيار بهكار رفته بود.
ب) كارگاه
پس از تهية پرسشنامه، بهمنظور دست يافتن به امتيازهاي واقع بينانهتر در هر معيار، از جامعة پژوهش كه مديران كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران اهواز بودند، دعوت شد در كارگاه آموزشي مديريت كيفيت در كتابخانهها شركت كنند. در اين كارگاه، پس از شرح كوتاهي از ماهيت پژوهش، مفاهيم كلي كيفيت، تاريخچه، اصول و دلايل شكلگيري مديريت كيفيت، براي جامعة پژوهش تشريح و الگوهاي رايج سنجش عملكرد كه بر مبناي اصول مديريت كيفيت طراحي شدهاند، بهطور خلاصه معرفي گرديد. در ادامه، از الگوي تعالي سازماني، بهعنوان يكي از الگوهاي رايج و مطرح براي سنجش عملكرد، معرفي كاملتري بهعمل آمد و جزئيات كار با آن شرح داده شد. سپس پرسشنامةآماده شده بين آنان توزيع گرديد. پس از توزيع پرسشنامه، توضيحات لازم دربارة هر بخش از پرسشنامه به پاسخگويان ارائه و راهنماييهاي لازم در مورد نحوة امتيازدهي به عمل آمد. در نهايت، از شركت كنندگان در كارگاه خواسته شد بر اساس تعليمات ارائه شده، به سؤالهاي پرسشنامه پاسخ دهند.
تجزيه و تحليل دادهها
تجزيه و تحليل دادههاي گرد آوري شده، هم بهصورت دستي و هم ماشيني انجام گرفته است. دادههايي كه از پرسشنامهها استخراج شده بود، پس از جمعبندي بهصورت دستي، وارد نرم افزار اس. پي. اس. اس شده و با توجه به هدفها و سؤالهاي پژوهش، از طريق اين نرمافزار، محاسبه و تجزيه و تحليل گرديد. روشهاي آماري مورد استفاده براي تجزيه و تحليل، اغلب شامل آمار توصيفي، يعني فراواني، درصد و ميانگين بود.
تعريف عملياتي
سنجش عملكرد: منظور از سنجش عملكرد در اين پژوهش، بهرهگيري از پرسشنامه الگوي تعالي سازماني با استفاده از خرده معيارهايي است كه با شرايط كتابخانه متناسب شدهاند تا بدين طريق، به مجموعهاي از آمار و دادههايي دست يافت كه بتوان با تجزيه و تحليل آنها، عملكرد مديريت كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران اهواز را ارزيابي نمود.
جامعة آماري
جامعة اصلي اين پژوهش، تمامي مديران كتابخانههاي دانشگاه و نيز كتابداراني بود كه در بخشهاي مختلف كتابخانههاي دانشكدهاي دانشگاه شهيد چمران، سمت سرپرستي داشتند. از مجموع 45 نفر شاغل در كتابخانه هاي دانشگاه شهيد چمران، در مجموع 30 نفر در اين پژوهش شركت كردند كه بجز 10 نفر از مديران كتابخانه ها، بقيه به طور تصادفي انتخاب شده بودند.
يافتههاي پژوهش
با توجه به سؤالهاي پژوهش، يافتهها به قرار زير است:
در پاسخ به سؤال اول پژوهش كه عملكرد كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران اهواز را در قياس با معيارهاي الگوي تعالي سازماني بنياد اروپايي مديريت كيفيت مورد پرسش قرار داده بود، بررسيها حكايت از آن داشت كه عملكرد مديريت كتابخانههاي اين دانشگاه در زمينة عوامل توانمندساز، باكسب مجموع 72/174 امتياز از500 امتياز عوامل توانمندساز، تنها 84/34% از امتياز مطلوب را كسب نموده و از وضعيت مطلوب فاصله نسبتاً زيادي دارد. اين بدان معناست كه از نظر مديران كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران، وجوهي كه باعث توانمندشدن اين كتابخانهها ميشوند، حتي از 50% حد مطلوب هم بسيار پايينترند. عدد 2778/325 كه فاصلة باقي مانده تا سقف 500 امتياز است، گوياي فاصلة نسبتاً عميقي است كه بين واقعيات كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران و حد مطلوب مورد انتظار اين كتابخانهها وجود دارد.
جدول 1 امتيازهايي را كه كتابخانههاي دانشگاه شهيدچمران در مجموع از معيارهاي توانمندساز كسب كرده اند و نيز فاصلة آنها را تا حد مطلوب، نشان ميدهد.
جدول1. جمعبندي امتيازهاي معيارهاي توانمندساز
رديف
معيار فرعي
امتيازكل
امتياز كل معيار
فاصله تا مطلوب
فاصله تا مطلوب (%)
1
رهبري
4/46
100
6/53
6/53
2
خط مشي و استراتژي
8/20
80
2/59
74
3
كاركنان
706/32
90
294/59
9/65
4
شراكتها و منابع
3/24
90
7/65
73
5
فرايندها
5162/50
140
4838/89
9/63
جمع امتياز توانمندسازها
7222/174
500
2778/325
65
از لحاظ نتايج نيز وضع كمابيش مانند توانمندسازهاست. همانطور كه ارقام جدول 2 نيز نشان ميدهند، جمع امتياز معيارهاي نتايج، 58/246 از 500 نمره است. اين بدان معناست كه از نظر مديران كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران، نتايج فعاليتهاي كتابخانهها در مجموع، نزديك به 50% حد مطلوب است. به عبارت ديگر، عدد 42/253 گوياي فاصلهاي 50 درصدي است كه بين واقعيتهاي موجود كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران و حد مطلوب مورد انتظار اين كتابخانهها وجود دارد.
همانطور كه ارقام جدول 2 نشان ميدهند، از بين معيارهاي فرعي نتايج، فقط نتايج مراجعان به طور نسبي فاصله كمتري تا حد مطلوب دارد. اين امر به معناي رضايت نسبي مراجعان از خدمات كتابخانههاست. فاصلة بقية معيارها تا حد مطلوب بيش از 50% است.
جدول2. جمعبندي امتيازهاي معيارهاي نتايج
رديف
معيار فرعي
امتيازكل
امتياز كل معيار
فاصله تا مطلوب
فاصله تا مطلوب (%)
1
نتايج مشتريان
2/123
200
8/76
4/38
2
نتايج كاركنان
95/31
90
05/58
5/64
3
نتايج جامعه
7/19
60
3/40
2/67
جمع امتياز هاي نتايج
58/246
500
42/253
68/50
با در نظر گرفتن يافتههاي ارائه شده در جدولهاي 1 و 2، ميتوان به سؤال دوم اين پژوهش كه به دنبال شناسايي نقاط قوت و ضعف كتابخانههاي مورد بررسي بر اساس ملاكهاي مدل تعالي سازماني بود، پاسخ داد. از ديدگاه عوامل توانمندساز، معيار «رهبري» 4/46% از امتياز كل اين معيار در جامعة پژوهش را كسب نموده است و اين، نشاندهندة عملكرد متوسط مديران كتابخانههاي مورد بررسي در رهبري برنامههاي مديريت كتابخانههاي مورد بررسي است؛ بدين معنا كه با توجه به مفاد معيارهاي مطرح در پرسشنامه، رهبران اين كتابخانهها، نسبت به تعيين مأموريت و چشم انداز كتابخانه و تعهد در قبال اجراي آنها، برقراري ارتباط با كاركنان واستفادهكنندگان و نيز مواجهه با تغيير و تحولات سازماني، عملكرد نسبتاً متوسطي داشتهاند. همچنين، كسب 26% از معيار خط مشي و استراتژي، بيانگر اين است كه مديران كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران، در تدوين خط مشي و راهبردهاي كتابخانههايشان بر اساس نيازها و انتظارهاي حال و آيندة مراجعان، كاركنان و جامعة دانشگاهي، پايهريزي آنها بر اساس اطلاعات حاصل از اندازهگيري عملكرد، تحقيقات و يادگيري، بازنگري و تدوين اين خطمشيها و همچنين اشاعة آنها در كتابخانه، عملكرد پاييني داشتهاند و اين يكي از نقاط ضعف مديريت كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران است. ضعف عمدة ديگر مديريت اين كتابخانهها، به معيار «شراكتها و منابع» كه 27% از كل امتياز اين معيار را به خود اختصاص داده مربوط است و اين ناشي از بي توجهي به موضوع توسعة روابط و مناسبات با ساير كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني و نيز تلاش نكردن براي جذب منابع دروني و بيروني است.
اما از ديدگاه عوامل نتايج، بيشترين امتياز به نتايج مراجعان اختصاص دارد. كسب 6/61% از امتياز معيار «نتايج مراجعان»، بيانگر اين است كه از يك ديد كلي، رضايت مجموع استفادهكنندگان از خدمات كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران، در سطحي متوسط قرار دارد؛ بدين معنا كه مديريت كتابخانههاي فوق، توانستهاند از طريق تمركز بر خواستهها و انتظارهاي فعلي و بالقوّة مراجعانشان، نيازهاي آنها را تا حد متوسطي برآورده سازند. همچنين، معيار «نتايج كاركنان» كه 8/32% از كل امتياز اين معيار را كسب نموده است، نقطه ضعف عمدة مديريت كتابخانههاي مورد بررسي در بين معيارهاي نتايج است و اين حاكي از اين واقعيت است كه بهطور كلي، ذهنيتِ كاركنان فنّاوري اطلاعات از كتابخانة محلِ خدمت و شغلشان و همچنين ميزان رضايت اين افراد از توسعه و ارتقاي شغلي، آموزش و توسعة مهارتها و يادگيري در امور فناوري اطلاعات، تفويض اختيارات و مشاركت در امور و تصميمگيريهاي كتابخانه، چندان مطلوب نيست.
بدين ترتيب، امتياز كل مديريت كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران اهواز بر اساس الگوي تعالي سازماني، حاصل جمع امتياز توانمندسازها و نتايج است كه با عدد 421 كه در جدول شماره3 و نمودار 1 به نمايش گذاشته شده، برابر است.
جدول3. جمعبندي امتيازهاي كل معيارها
رديف
معيار
امتياز كل به دست آمده
امتياز كل معيار
فاصله تا مطلوب
1
رهبري
4/46
100
6/53 (6/53%)
2
خط مشي و راهبردها
8/20
80
2/59 (74%)
3
منابع انساني
706/32
90
294/57 (66/63%)
4
مشاركتها و منابع
3/24
90
7/65 (73%)
5
فرايندها
5162/50
140
4838/89 (917/63%)
6
نتايج مراجعان
2/123
200
8/76 (4/38%)
7
نتايج كاركنان
95/31
90
05/58 (5/64%)
8
نتايج جامعه
7/19
60
3/40 (16/67%)
9
نتايج كليدي عملكرد
73/71
150
27/78 (18/52%)
امتياز كل
3022/421
1000
6978/578 (87/57%)
نمودار1. وضعيت موجود و مطلوب مديريت از جهات مختلف در كتابخانههاي
دانشگاه شهيد چمران براساس الگوي تعالي سازماني
نتيجهگيري
با توجه به آنچه ذكر شد، ميتوان نتيجه گرفت كه در مجموع، امتياز حاصل از عوامل توانمندساز، بيانگر اين واقعيت است كه كيفيت مديريت در كتابخانههاي مورد بررسي، در سطحي بسيار پايينتر از متوسط قرار دارد و بخشها، روشها و ساز و كارهاي طراحي شدة مربوط به حوزههاي رهبري، خط مشي، كاركنان، منابع و مشاركتها و فرايندها در حوزة مديريت، توانستهاند تنها با كيفيتي كه 35 درصدِ وضعيت مطلوب است، فعاليت كنند. يافتههاي حاصل از اين بررسي حاكي از آن است كه عدم توجه كافي به تعيين مسيرهاي دستيابي به هدفها و مأموريت كتابخانه كه در خطمشي و راهبرد نمود مي يابد از يك سو، و رويكرد نامناسب كتابخانههاي مورد بررسي به موضوع توسعة روابط و مناسبات با ساير كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني از سوي ديگر، باعث تضعيف عوامل توانمندسازي مديريت در اين كتابخانهها گرديده است.
در بعد نتايج نيز وضعيت اندكي بهتر بوده و در سطح نسبتاً متوسطي است. معيار نتايج با كسب 32/49% از وضعيت مطلوب، در سطحي تقريباً متوسط قرار دارد و هر چند يافتهها از يك سو رضايت نسبي مراجعان را نشان ميدهند، اما از سوي ديگر بيانگر عملكرد ضعيف مديران اين كتابخانهها در زمينة رهبري و مديريت درست كاركنان است. شايان ذكر است، مادامي كه كاركنان با انگيزه و راضي باشند، اساسيترين عنصر براي كسب موفقيت در اختيار مديران قرار دارد و بالعكس، هرگاه اين كاركنان از انگيزه و رضايت شغلي و تعهّد به كار فاصله بگيرند، انجام امور كتابخانه با مشكلات عديدهاي مواجه خواهد شد؛ يعني اينكه احتمالاً خدمات مناسب به مراجعان ارائه نخواهد شد، نوآوري و ابتكار از آنها سرنخواهد زد و تلاشي براي كاهش خطا در انجام كارها و ارائهي خدمات صورت نخواهند داد.
خلاصة كلام اينكه، كيفيت مديريت دركتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران با عنايت به كسب 3/ 421 امتياز از 1000 امتياز الگوي تعالي سازماني، سطحي پايين تر از متوسط دارد و پرداختن به نقاط ضعف و تلاش در جهت مرتفع ساختن آنها و نيز تقويت نقاط بهبود مديريت كتابخانههاي مورد بررسي، ميتواند سبب ساز ارتقاي كيفيت مديريت در اين كتابخانهها گردد.
تحقيق حاضر از يكسو نشان داد در كتابخانه هاي دانشگاه شهيدچمران فقط «نتايج مراجعان» وضعيت نسبتاً رضايتبخشي دارد و در ساير ابعادي كه در جدول 1 ارائه شدهاند، بايد بهبود صورت گيرد. از سوي ديگر، انجام اين تحقيق و حصول نتايج روشن، بيانگر اين واقعيت است كه الگوي تعالي سازماني بنياد اروپايي مديريت كيفيت كه تا كنون بيشتر در مؤسسات صنعتي، و در موارد اندكي در مؤسسات خدماتي غيركتابداري به كار گرفته شده بود، با اندكي تغييرات و تعديل، ميتواند با محيط كتابخانه و خدمات آن سازگار شده و در اين محيط نيز به كار گرفته شود. الگويي كه در اين تحقيق ساخته شد، ميتواند در ساير كتابخانه ها نيز به كار گرفته شود و در طي اين استفادهها در صورت لزوم پالايش بيشتري شده و در نهايت به الگويي مستقل و خاص كتابخانه ها تبديل گردد.
پيشنهادهاي پژوهش
در نهايت، با توجه به نتايج حاصل، ميتوان پيشنهاد كرد براي بهبود كيفيت مديريت كتابخانههاي دانشگاه شهيد چمران، موارد زير در دستور كار مديران اين كتابخانهها قرار گيرد:
1.توصيه مي شود مديران كتابخانه ها با بررسي دقيق معيارهاي به كار رفته در اين تحقيق و توجه به نتايج حاصل، جنبههايي از مديريت را كه به بهبود نياز دارند شناسايي و براي آنها برنامهريزي كنند.
2.در خصوص يكي از ضعفهاي مشاهده شده يعني «كمتوجهي به امر مشاركتهاي بين كتابخانهاي»، توصيه ميشود مديران اين كتابخانهها به منظور بهبود كيفيت خدمات خود، مطالعات نظاممند و دقيقي را براي شناسايي كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني متمايل به همكاري بين كتابخانهاي و نيز شناسايي توانمنديها و زمينههاي همكاري با آنها انجام دهند و با تهيه و تدوين تفاهمنامههاي همكاري بين كتابخانهاي، بستر مناسبي را براي اين مشاركتها فراهم نمايند. در كل، لازم است مديران كتابخانه ها در هردو بُعد توانمند سازها و نتايج، در جهت بهبود تلاش نمايند. در بعد توانمندسازها، تقريباً بايد تمام معيارها اعم از رهبري، خطمشي و برنامه ريزي، منابع انساني و شراكتها و فرايندها بهبود يابند. در بُعد نتايج، بايد بكوشند تا بويژه وضعيت كيفيت عملكردهاي مرتبط با «نتايج كاركنان»، «نتايج جامعه» و «نتايج كليدي عملكرد» را بهبود بخشند. در اين ميان، فقط «نتايج مشتريان» وضعيت نسبتاً رضايتبخشي دارد.
3.به مديران كتابخانه ها توصيه مي شود با اتخاذ تمهيداتي، به منظور نتيجهگيري بهتر از خدمات كتابخانهها، در جهت جلب رضايت كاركنانشان (كه با توجه به يافته هاي اين پژوهش عامل مهمي در كاهش نتيجهگيري از عملكرد كتابخانهها قلمداد ميشوند) تلاش نموده و با راه اندازي دوره هاي آموزشي، تفويض اختيار و تصميمگيريهاي مستدل و مشاركت دادن كاركنان در امور كتابخانه، و نيز، با تدارك و ارائة خدمات رفاهي مناسب و افزايش مزاياي شغلي، زمينه هاي لازم را براي رضايتمندي آنان فراهم سازند تا از اين طريق، عملكرد كتابخانه بهبود يابد.
4.توصيه ميشود مديران كتابخانهها، به منظور بهبود كيفيت خدمات خود، تدوين و اجراي برنامه هاي راهبردي را در دستوركار خويش قرار دهند و در اين چارچوب، در تدوين خط مشي و راهبردهاي كتابخانههايشان بر اساس نيازها و انتظارهاي حال و آيندة مراجعان، كاركنان و جامعة دانشگاهي، از اطلاعات حاصل از اندازهگيري عملكرد و بازنگري مداوم آنها، استفاده كرده و پس از طرح و تدوين اين راهبردها، برنامههاي عملياتي مناسبي را پيريزي و اجرا كنند.
منابع
ـ آخشيك، سميه سادات (1386). بررسي مقايسهاي سنجش عملكرد مديريت فناوري اطلاعات در كتابخانههاي دانشگاههاي شهيد چمران اهواز و علوم پزشكي جندي شاپور با استفاده از الگوي تعالي سازماني (EFQM). پايان نامه كارشناسي ارشد. دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي. دانشگاه شهيد چمران.
ـ ادوارد، ساليس (1380). مديريت كيفيت در آموزش. ترجمه علي حديقي. تهران: هواي تازه.
ـ تابنده، فاطمه (1383). «مقايسه وضعيت موجود و مطلوب كتابخانههاي دانشگاه شيراز در اعمال مديريت كيفيت فراگير (TQM)از ديدگاه مديران و كارشناسان». مجله علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد چمران، 3 (3و4)، صص. 133-154.
ـ گرامي، محمدرضا و حميدرضا نورعليزاده (1384). تعالي سازمانها: الگوي تعالي بنياد اروپايي مديريت كيفيت (EFQM). تهران: آهار.
ـ نجمي، منوچهر و سيروس حسيني (1382). مدل سرآمدي EFQM از ايده تا عمل (بر اساس ويرايش سال 2003 ميلادي). تهران: روناس.
نوري، رسول (1384). «ميزان آمادگي كتابخانههاي دانشگاهي علوم پزشكي تهران براي پياده سازي مديريت كيفيت فراگير(TQM)». مديريت و اطلاعات در بهداشت و درمان. 2 (1)، ص. 54-64.
- Barrionuevo, M. D; P'erez, A. M. (2003). “Evaluation of Academic Libraries in Andalusia (Southern Spain): An EFQM-compliant manual”, Available at: http://www.arl.org/states/north/ program.html. Retrieved 17 Nov 2006.
- Evans, Margaret. (2000). “Quality Management and Self Assessment Tools for Public Libraries”. In: 66 IFLA Council and General Conference (Jerusalem, Israel, 13-18August), Available at:http://www.ifla.org/IV/ifla66/papers/112-126e.html. Retrieved 11 Nov 2006.
- Diaz, C. [et.al.]. (2005). “Excellence and Quality in Andalusia University Library System”, In: 71th IFLA General Conference and Council (Norway, Oslo, 14 - 18August), Available at: http://www.ifla org/IV/ifla71/Programme.htm. Retrieved 10 Oct 2006
- Domenico, Giovanni. (2004). “Self-Assessment, Skill, Excellence: The EFQM Model in the Libraries”, Available at: http:// www.aib.boll/2004/0404443.html. Retrieved 30 Oct 2006