رفتار اطلاع يابي در مجموعه هاي تصاوير ديجيتالي: رهيافتي شناختي
_PUBNAME:
فصلنامه كتابداري و اطلاع رساني (اين نشريه در پايگاه اطلاعات علمي جهاد دانشگاهي به نشاني www.SID.ir نمايه مي شود)
_PUBNO:
45 _ شماره اول، جلد 12
Creator:
ترجمه فاطمه ملك آبادي زاده ، رسول اكبري
Translator:
رفتار اطلاعيابي
كريستينا ماتوسياكا
ترجمه: فاطمه ملكآباديزاده
رسول اكبري
چكيده
جستجوي دانشجويان و كاربران عمومي با يك مجموعه تصاوير رقومي (ديجيتالي) كار ميكنند. اين مطالعه، تفاوت آشكار بين 2 گروه كاربران را نشان ميدهد و طي طرح آن، نقش مدلهاي ذهني در رفتار اطلاعيابي در كتابخانههاي ديجيتالي بررسي ميشود.
در دهة اخير، تعداد مجموعههاي تصاوير ديجيتالي ايجاد شده به وسيله كتابخانهها، موزهها و انجمنهاي تاريخ به طور قابل توجهي افزايش يافته و به جزء مهمي از دورنماي كتابخانههاي ديجيتالي تبديل شده است. بسياري از كاربران از مزاياي دسترسي آسان بهرهمند شدهاند و ترجيح ميدهند به جاي اينكه به كتابخانه بيايند، تصاوير را در محيطهاي پيوسته (آنلاين) مشاهده كنند. همچنين، مجموعههاي تصاوير ديجيتالي توانسته اند كاربران جديد، غير سنتي و همچنين كاربران مناطق دوردست را كه نميتوانستند به طريق ديگري به اين تصاوير دسترسي داشته باشند، جذب خود كنند.
ماهيت و نوع تجربه كاربر در محيطهاي ديجيتالي با بازيابي از طريق دسترسي به جعبه يا پروندة حاوي مواد آرشيوي متفاوت است؛ در عين حال، دربارة استفاده از مجموعههاي ديجيتال ـ بويژه در مورد رفتار كاربر در فرايند جستجوي تصاوير ـ تحقيقات اندكي صورت گرفته است. «راسموسن» تاكيد ميكند كه «تاكنون شناخت نسبتاً اندكي در خصوص رفتار اطلاع يابي در ارتباط با تصاوير وجود دارد». مجموعههاي ديجيتالي تصاوير كه با هدف فراهم آوردن نقاط دسترسي بيشتر به منابع ايجاد ميشوند، به دليل ابهام در موضوع اصلي و ضرورت تبديل مؤلفههاي بصري به توصيفگرهاي متني، چالشهاي جديدي را در برابر متخصصان و طراحان مجموعهها قرار داده است. بنابراين، تحقيق روي مجموعههاي تصاوير ديجيتالي بايد با دركي از چگونگي جستجوي تصاوير توسط افراد، چگونگي استفاده از نماية موضوعي در بازيابي تصاوير و نحوة كاربرد تصاوير آغاز شود. در اين مقاله، نتايج مطالعة كيفي بررسي درباره رفتار بازيابي اطلاعات در يك مجموعه تصاوير ديجيتالي ارائه و با در نظر گرفتن مفاهيم، گزيدهاي از روانشناسي شناختي آنها تفسير شده است. اين مطالعات در كتابخانه دانشگاه ويسكانسين شهر ميلواكي صورت گرفت و «عكسها و تصاوير سالهاي 1885 تا 1992 محلات شهر ميلواكي» به عنوان مجموعه آزمودني انتخاب شده است.
رهيافت شناختي، بر پردازش اطلاعات توسط يك كاربر خاص تأكيد دارد. اين رهيافت يكي از چشم اندازهاي متعدد تفسير رفتار اطلاعيابي در محيط ديجيتالي است. «بيتس» هفت لايه درك رفتار اطلاعيابي را از يكديگر متمايز و سطح شناختي را نيز يكي از آنها قلمداد ميكند. وي رهيافتي يكپارچه را پيشنهاد و ارزش تحقيق و مطالعه از منظري شناختي، اجتماعي و فرهنگي را تصديق ميكند. رهيافت شناختي، با بهرهگيري از تحقيقات بين رشتهاي صورت گرفته، در مورد بحث درك مطلب در پژوهشهاي پيرامون «مهارت خواندن» و نيز با استفاده از مطالعات انجام شده در مورد تعامل انسان- رايانه (كه تعامل كاربر با منابع چند رسانهاي را ميآزمايند)، مي تواند اطلاعات مفيدي را براي طراحي مجموعههاي ديجيتالي در اختيار قرار دهد. «راپ» و همكاران، ضمن ارائه فراخوان براي انجام مطالعات گستردة شناختي بر روي كتابخانههاي ديجيتالي، تأكيد ميكنند كه با استفاده از اصول روانشناسي شناختي، ميتوان كتابخانههاي ديجيتالي را با آگاهي از كاركردها، محدوديتها و فرايندهاي نظام شناختي انسان، طراحي نمود.
بخش بعدي، به مرور متون پژوهشي پيرامون مطالعات انجام شده در مورد كاربران كتابخانههاي ديجيتال و رفتار اطلاعيابي در محيطهاي ديجيتال ـ با تأكيد بر مدلهاي فرايند اطلاعيابي ـ و نقش عوامل شناختي نظير مدلهاي ذهني، ميپردازد. اين هدف با تشريح مطالعهاي رفتار اطلاعيابي در مجموعه تصاوير محلات شهر ميلواكي را ارزيابي ميكند، دنبال ميشود.
پيشينة تحقيق
مطالعه دربارة كاربران كتابخانههاي ديجيتالي
از زمان ظهور و همزمان با توسعه كتابخانههاي ديجيتالي، تحقيقات اغلب بر جنبههاي فني از قبيل زيرساختها و استانداردهاي فراداده تأكيد كردهاند. «لِوي»بر نبود مطالعات دربارة كاربران تأكيد و پرداختن به مطالعات كاربرمدار را مأموريت اصلي و اوليه حركت به سوي ديجيتالسازي دانسته و تصريح ميكند: وجود كتابخانه ديجيتال و اعتقاد راسخ بر ضرورت ايجاد آن، مبني بر خوب و صحيح بودن تمامي مواد ديجيتال است. به هر صورت، در ساليان اخير، تحقيقات بيشتر متوجه مطالعات جهتدار دربارة كاربران بوده است. اينگونه مطالعات، تعامل انسان با مجموعههاي ديجيتالي، مباحث مرتبط با ميزان كارايي و قابليت استفاده، تأثير ساختار كتابخانه ديجيتالي بر فرآيندهاي شناختي و يادگيري كاربر، و بهرهگيري از كتابخانههاي ديجيتال در روند آموزش را مورد بررسي قرار ميدهند. «پايت» و «ريجر» در يكي از نخستين مطالعات كيفي پيرامون طراحي كتابخانههاي ديجيتال از منظر كاربر، بر ضرورت بررسي رفتار و سليقههاي كاربران در طراحي نظامها تأكيد مينمايند تا به طور مؤثري نيازهايشان را تأمين كنند. «بورگمان» اشاره ميكند كه فهم رفتار، بافت، عملكرد و انتظارهاي كاربران موردنظر، «براي ارتقاي كارايي نظام ضروري است».
كتابخانههاي ديجيتالي، نظامهاي پيچيدهاي هستند كه فعاليتهاي شناختي چندگانهاي را شامل ميشوند، به طيف متنوعي از مخاطبان خدمات ميدهند و اغلب مشكلات استفادهپذيري به وجود ميآورند. محققان بسياري در خصوص رفتارهاي آشفتة كاربران و احساس عدم اطمينان و سردرگمي آنها در فرايند جستجوي مدارك در كتابخانههاي ديجيتال، اظهار نظر كردهاند.
در بحث تعامل كاربر با كتابخانههاي ديجيتالي، بازيابي موفقيتآميز منابع، نقش بسيار تعيينكنندهاي دارد. بيشتر محققاني كه پيرامون رفتار اطلاع يابي كاربران تحقيق ميكنند، بر مجموعههاي متني، تك نگاشتها و مجلهها تأكيد دارند. مطالعات درباره مجموعههاي تصاوير يا رسانههاي تركيبي ـ از جمله نقشهها و منابع ارجاعي جغرافيايي يا تصاوير و متن، بيشتر بر ارزيابي گسترده متمركز بوده اند و به مطالعه رفتار اطلاعيابي يا جستجوي تصاوير، چندان پرداخته نشده است. تحقيقات پيرامون مجموعههاي تصاوير ديجيتالي به تصاوير هنري و تهية نمايه مناسب، محدود بوده است. اما دربارة تعامل كاربران ـ بخصوص در رابطه با رفتار اطلاعيابي در مجموعههاي ديجيتالي كه تصاوير تاريخي و ساير منابع بصري مداركي در مورد ميراث فرهنگي محلي ارائه ميدهند ـ تحقيقات اندكي صورت گرفته است.
اطلاعيابي در محيط ديجيتالي
تعريف اطلاعيابي
اطلاعيابي، يكي از بنياديترين فعاليتهاي انسان در فرايند گردآوري اطلاعات و توليد دانش است. اين فرايند به محيطهاي ديجيتالي منحصر نيست. «بتس» معتقد است اين رفتار در فرهنگهاي مبتني بر شكار ريشه دارد؛ و از آن با عنوان فرايند «پرورش اطلاعات» ياد ميكند. در جوامع سنتي جمعآوري اطلاعات، فعاليتي اجتماعي بود كه طي آن، جستجوگران (براي اطلاع يابي) به دوستان و خانواده متكي بودند. همزمان با رشد سريع منابع اطلاعاتي ديجيتال در جوامع اطلاعاتي و پيچيدگي نظامهاي مديريت اطلاعات، جستجوي كارآمد اطلاعات به امري ضروري تبديل شده است. مارچيونيني اطلاع يابي را اينگونه تعريف كرده است: «فرايندي كه در آن انسان با هدفي مشخص متعهد به تغيير در وضعيت دانش خود ميشود». به عقيدة وي اصطلاح «اطلاعيابي» مناسبتر از عبارت «بازيابي اطلاعات» است، زيرا انسانمدار و نامحدودتر است و به جاي تمركز صرف روي نتيجه، بر فرايند كسب دانش تأكيد دارد. ساير محققان اشاره ميكنند كه به دليل انواع زياد اطلاعات، شكلها، منابع، نقاط دستيابي و راهكارهاي جستجو، شناسايي اجزاي اطلاع يابي مشكل است. اطلاعيابي در مفهوم سنتي، شامل فعاليتهايي بين تشخيص نياز اطلاعاتي و به دست آوردن اطلاعات مرتبط است.
مدلهاي فرايند اطلاعيابي
چندين مدل اطلاعيابي در پيشينة پژوهشي وجود دارد. «كول تائو» در بررسي خود بر روي كاربران كتابخانه، شش مرحله را در فرايند اطلاعيابي مشخص ميكند: اين فرايند متشكل از احساسات اوليه و مبهم كاربران (آغاز)، انتخاب موضوع، جستجو، تنظيم و صورت بندي، جمع آوري منابع مرتبط اطلاعاتي و سرانجام ارائه آن است. «بورگمان» اطلاعيابي را اساساً فعاليتي براي حل مسئله تلقي و مدلي از دانش و مهارتهاي مورد نياز براي اطلاعيابي در كتابخانههاي ديجيتال ارائه ميكند. مدل وي، دانش ذهني فرايند بازيابي اطلاعات، معنا شناسي و دانش نحوي چگونگي اجراي جستجو و مهارتهاي فني مورد نياز براي انجام عمل جستجو را شامل ميشود.
ساير مدلها، بر راهكارهاي جستجو تأكيد دارند و جستجوي مستقيم و تورق را به عنوان دو روش ابتدايي از جستجوي فعال اطلاعات، در نظر ميگيرند. «مارچيونيني» معتقد است اطلاعيابي به عنوان يك فرايند، با يادگيري و بازيابي اطلاعات مرتبط است. اين فرايند پوياست و تنها در جهت فراهمآوري اطلاعات جديد هدايت نميشود، بلكه مستلزم شناسايي و بازيابي اطلاعات ذخيره شدة قبلي نيز هست. وي دو راهكار اطلاع يابي را از يكديگر متمايز ميكند: راهكار تحليلي و راهكار تورّق. راهكار تحليلي به جستجوي مستقيم اطلاق ميگردد و در آن كاربر فرايند تكراري تنظيم و صورت بندي، تايپ و تغيير عبارت جستجو را دنبال ميكند؛ در حالي كه تورّق فرايندي اكتشافي است با شناسايي اطلاعات مرتبط است. «بيتس» مدل يكپارچهاي كه شامل چهار نوع اطلاعيابي را پيشنهاد ميكند: آگاهي، تنظيم ، تورق و جستجو. آگاهي از اطلاعات و تنظيم آن، به شكل منفعلانه صورت ميگيرد؛ در حالي كه تورّق و جستجوي مستقيم، جستجوي فعال اطلاعات را شكل ميدهند. وي در يكي از نخستين مقالههاي خود در سال 1989، ماهيت جستجوي مستقيم را بررسي و مشاهده ميكند كه جستجو، فرايندي پوياست و همزمان با حركت و جستجوي كاربران بين منابع گوناگون، توسعه مييابد. جهت جستجو همواره تغيير ميكند و به جاي خطي مستقيم كه از فرمولبندي و تايپ عبارت جستجو تا بازيابي نتايج امتداد مييابد، با الگوي «دانه چيني» نشان داده ميشود. همچنين، «اسپينك» و همكارانش به تشريح پديدة جستجوهاي مكرر كاربران در محيطهاي ديجيتالي ميپردازند كه در آن كاربران با طي مراحل متعدد و با بهرهگيري از راهكارهاي گوناگون، به پيش ميروند.
نقش مدلهاي ذهني
بسياري از محققان بر نقش عوامل شناختي و تفاوتهاي فردي در فرايند اطلاعيابي تأكيد ميكنند. مارچيونيني و «اشنايدرمن» در مطالعات خود در خصوص تعامل كاربران با نظامهاي فرامتن بيان داشتند كه «اولين قدم براي درك چگونگي اطلاعيابي در محيطهاي الكترونيك، ارتقاي فهم فرآيندهاي شناختي پايه است كه اطلاع يابي را هدايت ميكنند. «فرآيند اطلاعيابي يك فعاليت شناختي است كه حافظة كوتاه مدت و بلند مدت، معلومات پيشين، شناخت فضا، و مدلهاي ذهني را شامل ميشود». موارد فوق، برخي از عوامل حايز اهميت در اين زمينه هستند. مارچيونيني دريافت كه جستجوگران اطلاعات مدلهاي ذهني را ايجاد و از آنها براي انواع مقولههاي ذهني و فيزيكي ـ شامل مقولههاي اطلاعاتي و حوزههاي متفاوت دانش ـ استفاده ميكنند. مدلهاي ذهني نمادي ذهني و پويا از جهان واقعي هستند. انسانها براي فهم پديدهها، از آنها مدل ذهني ميسازند. به گفتة «جانسون ليرد»: «تمام دانش ما از جهان، به توانايي ما در ساخت مدل از آن بستگي دارد». وي، نظرية مدلهاي ذهني را در زمينة ارتباطات گفتاري و درك مطلب مفهوم مدلهاي ذهني را براي طراحي «مقولههاي روزمره» به كار برد. بر مبناي يافتههاي وي، كاربران مدلهاي ذهنيشان از يك شيء را از طريق «تفسير فعاليتهاي مشاهده شده و ساختار قابل رويت آن» ايجاد ميكنند. بر اين اساس، طراحي كاربر محور موفق به تطبيق ميان مدل ذهني كاربر و مدل ذهني طراح نظام (سامانه)، با به وجود آوردن يك نظام يا سامانه ( ي تعديل يافته) بستگي دارد.
با وجود اينكه نورمن در تحقيقاتش ابتدا بر طراحي مقولههاي روزمره متمركز شده است، اما يافتههاي وي در خصوص مدلهاي ذهني در تحليل چگونگي تعامل كاربران با نظامهاي اطلاعاتي ديجيتال و طراحي محيط رابط وبسايتها مورد استفاده قرار ميگيرد. «كوري» بر نقش مهم مدلهاي ذهني مناسب، در تعامل كاربر با نظامهاي رايانهاي تأكيد ميكند و ميافزايد: ويژگيها و ميزان كارايي يك نظام، از طريق محيط رابط آن ارائه ميشود و تعامل موفق كاربر با نظام، به انطباق كافي محيط رابط با نيازها، وظايف و انتظارهاي كاربر از سيستم بستگي دارد. كوري متذكر ميشود كه «تحقيقات تجربي كافي دربارة فراهمآوري خط مشي طراحي محيطرابط و چگونگي انطباق نظام با كاربران مختلف انجام نگرفته است».
«ديلون» فرايند ايجاد تصاوير ذهني از فضاي اطلاعات را در محيطهاي ديجيتالي بررسي كرده است. بر اساس مشاهدات وي، كاربر در هنگام تلاش براي يافتن و بهرهگيري از اطلاعات ديجيتال در نظامهاي پيچيده اطلاعات، نوعي «افزونگي شناختي» را تجربه ميكند و در نتيجه با نوعي سردرگمي و آشفتگي، حاصل از افزونگي حجم حافظهكوتاه مدت و دشواري ايجاد مدلذهني از فضاي اطلاعاتي مواجه ميشود. وي به نقش نشانههاي معنايي و مكاني در اطلاعات ، كه به كاربران امكان ميدهد تا مدلي كارآمد از فضاي اطلاعاتي بسازند، اشاره ميكند. «ديلون» همچنين بيان ميدارد كه تركيب پوياي عناصر مكاني و معنايي، به كاربر اين امكان را ميدهد تا يك مدل ذهني از فضاي اطلاعات بسازد و ميافزايد: به هر صورت، تواناييهاي فردي كاربران در پردازش اطلاعات معنايي و مكاني، متفاوت است. همچنين، تجربة كار با نظامهاي اطلاعاتي نقش مهمي دارد. كاربران متبحر، بيشتر بر نشانههاي معنايي اتكا ميكنند، در حالي كه كاربران مبتدي به سوي علائم مكاني يا نشانههاي بارز، جهتگيري پيدا ميكنند.
تحقيقات «هايدورن» بر نقش مدلهاي ذهني در بازيابي تصاوير متمركز شده است. به عقيدة وي، درك فرايندهاي شناختي كه در طي بازيابي تصوير رخ ميدهد، ميتواند به محققان در طراحي نظامهاي جديد ياري رساند. با وجود اين، وي به جاي تمركز بر روي مدل ذهني كاربران از فضاي اطلاعات يا نظامهاي اطلاعاتي ديجيتالي خاص، بر محتواي پايگاههاي تصاوير متمركز ميشود. «هايدورن« مفهوم مدلهاي ذهني را در ارتباط با محتواي فكري و ديداري تصاوير بررسي ميكرد. وي دريافت نمادهاي ذهني تصاوير، ابعاد گوناگوني دارند و نميتوان به طور مؤثري از طريق نمايه سازي مفهومي يا محتوايي، آنها را ذخيره كرد. محدوديتهاي رهيافت زبانشناختي و غير زبانشناختي نه تنها بر نمايهسازي در فرايند ساخت مجموعههاي تصاوير ديجيتالي تأثيرگذار است، بلكه بازيابي تصاوير توسط كاربر نهايي را نيز تحت تأثير خود قرار ميدهد.
رضايت كاربر از سطح نمايه سازي، يكي از حوزههاي مورد توجه در اين پژوهش بود كه در كتابخانههاي دانشگاه ويسكانسين ميلواكي انجام پذيرفت، اما هدف اوليه از اين تحقيق، بررسي رفتار كاربران در فرايند جستجوي تصاوير بود. مبحث بعد، نمايي از طرح كلي تحقيق و روش شناسي، و نيز يافتههاي اين تحقيق را ارائه ميدهد.
ارزيابي پژوهش
هدف از انجام تحقيق و سؤالهاي پژوهش
هدف از اين مطالعه، ارزيابي مجموعه ديجيتالي تصاوير «محلاتشهر ميلواكي: عكسها و نقشههاي سالهاي 1885 تا 1992» از نگاه كاربران بود. مجموعه به آدرس http://www.uwm.edu/Library/digit/Milwaukeeكه به وسيلة كتابخانه دانشگاه ويسكانسين ميلواكي و درنتيجه همكاري بين كاركنان كتابخانه و اعضاي هيئت علمي گروه جغرافيا ايجاد شده، قابل دسترسي است. مجموعهاي متشكل از 638 تصوير و 12نقشه تاريخي در اين پروژه ايجاد شد، كه نماي مستندي از رشد و توسعة محلات شهر ميلواكي را ارائه ميكند. تصاوير منتخب براي مجموعه ديجيتالي از چندين مجموعه تصوير در كتابخانه انجمن جغرافياي امريكا و بخش آرشيو كتابخانه شهر ميلواكي انتخاب شده است. اين مجموعه در نظام مديريت ديجيتالي محتوا ساخته شده است. قالب شبكه آن به وسيله نرم افزار CONTENT dm تهيه شده است و به اين صورت سفارش داده شده كه نه تنها چهره گرافيكي منحصر به فردي براي مجموعه تصاوير "محلات شهر ميلواكي" فراهم كند، بلكه گزينههاي تورق و جستجوهاي اضافي را نيز در اختيار كاربر قرار دهد.
هدف اوليه از اين مطالعه، ارزيابي، بررسي رفتار اطلاعيابي در مجموعه «محلات شهر ميلواكي»، و دستيابي به رضايت كاربران از گزينههاي ارائه شده براي بازيابي تصاوير است. اين تحقيق بر مرحلة ابتدايي اما بسيار مهم تعامل كاربران با مجموعه متمركز است و به ارزيابي ترجيحات، راهكارهاي جستجو و تأثيرگذاري آن راهكارها، و موانع فراروي كاربران در فرايند يافتن تصاوير ميپردازد. سؤالهايي كه در اين تحقيق مورد بررسي قرار گرفت، به شرح ذيل است:
1. كاربر چگونه در مجموعههاي تصاوير ديجيتالي جستجوي خود را دنبال ميكند؟
الف ) كاربر از چه روش دسترسي براي رسيدن به مقاصدش كمك ميگيرد؟
ب ) كدام يك از روشهاي دسترسي، به گزينش و بازيابي مؤثر و كاراي تصاوير ميانجامد؟
ج ) ترجيحات كاربر در فرايند جستجوي تصاوير چيست؟
د ) كاربر در فرايند يافتن تصاوير با چه مشكلاتي مواجه ميشود؟
شركتكنندگان در اين تحقيق، گروهي نماينده از مخاطبان مورد نظر مجموعه هستند: دانشجويان دانشگاه ويسكانسين، محققان و كاربران عمومي. اين مجموعه به عنوان منبعي تحقيقاتي براي دانشجويان معماري و جغرافيا طراحي شده است؛ از اين رو، از اين دانشجويان نيز براي شركت در تحقيق دعوت گرديد. كلاً 12 نفر كاربر متشكل از 7 دانشجو و 5 كاربر عمومي، در اين مطالعه شركت كردند.
- گروه دانشجويان
متشكل از 4 زن و 3 مرد (بين سنين 21 تا 30 سالگي)
3 دانشجوي دوره كارشناسي از رشتههاي معماري، هنر و جغرافيا (3 نفر از دانشجويان قصد دارند از اين مجموعه به عنوان پروژه كلاسي خود استفاده كنند)
4 نفر دانشآموختة معماري، مردم شناسي، جغرافيا و مطالعات اطلاعات
- گروه كاربران عمومي
زنان
بين سنين 35 تا 62 سالگي
متشكل از يك محقق مستقل، يك بايگان بازنشسته، يك نفر راهنماي گردشگري درون شهري، 2 نفر علاقهمند به تاريخچه شهر و نسبشناسي.
سطح مهارتهاي جستجو در اينترنت و كار با رايانه، در ميان شركتكنندگان متفاوت بود. دانشجويان چنين اظهار داشتند كه به طور روزمره از اينترنت در انجام تحقيقات شخصي و تحصيلي خود بهره ميبرند، در حالي كه شركتكنندگان در گروه عمومي، از اينترنت به ميزان خيلي كمي و يا حدود يك يا چند بار در هفته استفاده ميكردند. اين مطالعه درست قبل از معرفي مجموعه ديجيتالي به جامعه، اجرا شد؛ بنابراين شركتكنندگان هيچگونه تجربه قبلي در استفاده از اين مجموعه نداشتند. 2 نفر از دانشآموختگان و تعداد اندكي از كاربران عمومي با تاريخ محلاتشهر ميلواكي آشنا بودند و دانش و معلومات قابل توجهي درباره موضوعات مورد مطالعه داشتند.
روششناسي
در اين تحقيق، روششناسي كيفي به كار گرفته شده و از روش زير استفاده شده است:
1. مشاهدات مستقيم با استفاده از «اصل تفكر با صداي بلند»: شركتكنندگان در اولين مواجهه با مجموعه، مورد مشاهده قرار گرفتند و از آنها خواسته شد 10 كار از پيش تعريف شده و مشخص را انجام دهند كه به جستجو در مجموعه نياز داشت. همچنين، شركتكنندگان ترغيب شدند تا طي فرآيند جستجو، تفكرات و نظراتشان را به وضوح بيان كنند.
2. برگههاي گزارش شخصي: از شركتكنندگان خواسته شد در مجموعه كاوش و نظرهايشان را در برگههاي يادداشت ثبت كنند. پيشبيني ميشد با اين روش، كاربران در شرايطي عادي و طبيعي و بدون حضور نزديك و كنترل ناظر و محول كردن كارهاي مختلف به آنها، تجربياتشان را بيان ميكنند. از شركتكنندگان خواسته شد نمونههايي از جستجوهايي را كه انجام دادهاند و روشهايي را كه به كار بردهاند، را يادداشت كنند و در خصوص ميزان رضايتمندي از گزينههاي جستجو و توصيف تصاوير و يا ساير ترجيحهايشان، نظرات خود را يادداشت نمايند. همه 12 شركتكننده در اين ارزيابي، دفترچههاي يادداشت خود را برگرداندند.
3. مصاحبههاي نيمهساختاري: با هدف پرسش سؤالهاي تكميلي از شركتكنندگان در مورد تجربهاي كه حين جستجو در مجموعه داشتند و بررسي ميزان رضايتمندي آنها از ترجيحها، گزينههاي جستجو و نمايهسازي تصاوير.
يافتهها
اين تحقيق، تفاوت آشكاري بين الگوهاي رفتار كاربران در فرايند اطلاعيابي نشان داد. الگوهاي خاصي در طي اين تحقيق نمايان شدند، و بقيه الگوها هم پس از انجام تحليل اطلاعات، واضحتر گرديدند. اطلاعات حاصل از مشاهدههاي عيني همراه با اطلاعات برآمده از دو روش ديگر، تحليل گرديد تا الگوهاي رفتار جستجو كاربران به دست آيد و پاسخهاي احتمالي براي اين سؤال بسيار مهم فراهم گردد كه «كاربران چگونه به جستجوي تصاوير در مجموعههاي تصاوير ديجيتالي ميپردازند؟»
الگوهاي اطلاعيابي
طي مشاهدات مستقيم، مشخص شد شركتكنندگان در هنگام جستجوي تصاوير تنها به يكي از دو مدل بازيابي ـ يا جستجوي كليدواژهاي و يا تورق ـ گرايش دارند. كاربران مكرراً روشي را كه در اولين جستجو نتايج موفقي برايشان فراهم بياورد انتخاب كردند و در اولين مواجهه خود با مجموعه، براي انجام جستجوهايشان تقريباً هرگز از ساير گزينههاي جستجو استفاده نكردند. شركتكنندگاني كه جستجويشان را با درج كليدواژه در كادر جستجو در صفحه اصلي (شكل 1) سايت شروع كردند، براي تكرار جستجوي كليدواژهاي به منظور انجام بقية جستجوي خود، دوباره به صفحة اصلي رجوع كردند. كاربراني كه مسيرهاي تورق را در صفحة اصلي و صفحه تورّق پيدا كردند، جستجويشان را با كاوش در گزينههاي تورق انجام ميدادند (شكل2). همه شركتكنندگان جستجويشان را از صفحة اصلي شروع كردند و دوباره (با استفاده از دكمه «بازگشت» در كاوشگر و يا انتخاب گزينه «بازگشت به صفحه اصلي» در نوار جهت يابي) به صفحه خانگي باز ميگشتند. صفحه اصلي، نقطه كانوني جهتيابي درون سايت و انجام جستجوهاي متوالي بود.
شكل 1. صفحه اصلي سايت كتابخانه دانشگاه ويسكانسين شهر ميلواكي
شكل 2. صفحة تورق سايت كتابخانه دانشگاه ويسكانسين شهر ميلواكي
در اين مطالعه، در رفتار اطلاعيابي بين دو گروه، تفاوت قابل توجهي مشاهده شد. گروه كاربران دانشجو و گروه كاربران عمومي، در اولين مواجهة خود با مجموعه، روشهاي دسترسي متفاوتي را انتخاب كردند. همانگونه كه در شكل 3 شرح داده شده است، بيشتر دانشجويان صرفاً از جستجوي كليدواژهاي بهره بردند. تنها يك دانشجو ـ يك خانم دانشجو ـ در اين گروه، صفحه تورّق را به كار برد و همه جستجوهايش را به روش تورق انجام داد، در حالي كه ساير دانشجويان كلماتي را در كادر جستجو در صفحه اصلي درج ميكردند. در بيشتر موارد، دانشجويان از كادر جستجوي موجود در صفحة اصلي استفاده ميكردند و بندرت از صفحة جستجوي پيشرفته يا كاوش از طريق ساير گزينههاي موجود در سايت بهره بردند. بيشتر دانشجويان، جستجوي سادة كليد واژه اي را انجام دادند كه شامل يك اصطلاح يا عبارت ـ مثل پاركها، كليساها، مهمانسراها، عمارت شهرداري، رودخانه ميلواكي و... بود. تنها يك دانشجو، جستجوي بولين را به كار گرفت؛ او نيز تصديق كرد كه اين راهكار جستجو را در يك برنامه آموزشي كتابخانهاي آموخته است.
همانگونه كه در شكل 4 نشان داده شده است، اين الگو براي گروه كاربران عمومي كاملاً برعكس است. اين گروه از كاربران اغلب به استفاده از گزينههاي تورّق توجه كردند، و تعداد اندكي از آنها براي موضوعاتي خاص، جستجوي كليدواژهاي انجام دادند. يكي از شركتكنندگان در گروه عمومي، جستجوي خودش را تقريباً بين مدل تورّق و جستجوي كليدواژهاي تقسيم كرد. به طور كلي، كاربران عمومي وقت بيشتري را براي جستجو صرف كردند، اما گزينههاي بيشتري را مرور نمودند و در پيدا كردن تصاوير مورد نظر خود موفقتر عمل كردند.
شكل 3. نحوة دسترسي گروه دانشجويان به تصاوير مورد نظرشان
شكل 4. نحوة دسترسي گروه كاربران عمومي به تصاوير مورد نظرشان
با وجود اين، رفتارهاي اطلاعيابي كاربران در سرتاسر تحقيق يكسان نبود و اين مسئله زماني آشكار شد كه شركتكنندگان اين فرصت را پيدا كردند كه در مجموعه كاوش كنند و از گزينههاي ديگري كه براي بازيابي تصاوير در مجموعه وجود داشت، آگاهي يابند. همانگونه كه در مصاحبهها و برگههاي گزارش شخصي مورد بررسي قرار گرفت، دانشجوياني كه در ابتدا از جستجوي ساده كليدواژهاي بهره بردند، مسيرهاي تورّق را پيدا كردند و از لذت كاوش و جستجو در آنها بهره مند شدند. اين كاربران به استفاده از گزينة تورق ـ و به بيان يكي از كاربران «بخصوص اگر گزينه تورق فهرستي از موضوعات متفاوت و مفيدي را در اختيار قرار دهد كه با علايق من هماهنگ باشد» ـ علاقة بسيارينشان دادند (طبق مصاحبه با دانشجوي ج). كاربراني كه به تورق علاقه داشتند، در هنگامي كه به دنبال اطلاعات يا موضوع خاصي بودند و يا از نظر زماني محدوديت داشتند، از جستجوي كليد واژه اي بهره گرفتند. اكثريت شركتكنندگان – و به عبارتي 64% آنها ـ نيز از سرعنوانهاي موضوعي فراپيوند مندرج در ركوردهاي مجموعه استفاده كردند كه به آنها اين امكان را ميداد تا تصاوير بيشتري را در اين فهرست موضوعي پيدا كنند. اين دسته از كاربران پس از بررسي ركوردهاي موجود در مجموعه، از اين ويژگي مجموعه آگاهي يافتند و از آن در فرايند جستجو استفاده كردند. بين 2 گروه كاربران از لحاظ تعداد شركتكنندگاني كه از سرعنوان موضوعي استفاده كردند، هيچ تفاوت قابل توجهي مشاهده نشد. بيشتر دانشجويان به اين دليل به اين ويژگي علاقه نشان دادند كه به آنها اين امكان را ميداد تا به طرزي مؤثرتر، تعداد ركوردهاي بيشتري را در يك موضوع مشابه بيابند. يكي از دانشجويان عنوان نمود «سرعنوانهاي موضوعي را از ابتدا تا انتها دنبال كردم و واقعاً از اين ويژگي بسيار لذت بردم. در اين مجموعه ميتوان از تمام مكانهاي شهر ديدن كرد» (مصاحبه با دانشجوي الف).
ـ ترجيحهاي كاربران
شركتكنندگان در خصوص ترجيحهايشان در جستجوي تصاوير مورد سؤال قرار گرفتند؛ اينكه آيا درج كليدواژه در كادر جستجو و يا جستجو از طريق تورق را ترجيح ميدهند. 50% آنان اظهار داشتند به جستجوي كليدواژهاي علاقه شديد دارند، 33% گفتند ترجيح ميدهند تورق كنند و 17% نيز هيچ ترجيحي را مشخص نكردند. در بيشتر موارد، ترجيحهاي بيان شده در گزارشهاي شخصي و مصاحبهها، با مشاهدات عيني كه در بخش اول تحقيق انجام شده بود ـ به استثناي مواردي اندك ـ هماهنگ بود. يكي از خانمهاي كاربر كه دانشجوي خارجي بود اظهار داشت كه ترجيح ميدهد تورق كند، زيرا در املاي لغات انگليسي مشكل دارد. با وجود اين، مشاهدات انجام شده با ترجيح بيان شده او هماهنگي نداشت و همه جستجوهايش را با درج كليدواژه انجام داد. بيشتر كاربراني كه از جستجوي كليدواژهاي استفاده كردند، چنين استدلال كردند كه اصليترين علت انتخاب اين روش، كارايي آن است. يكي از آقايان كاربر گفت تمايل وي در جستجوي كليدواژهاي به اين دليل است كه در بيشتر موضوعات مورد جستجو، تعداد تصاوير كمتري پيش روي او قرار ميگرفت تا از ميان آنها، آنچه را ميخواهد بيابد و انتخاب كند» (دانشجوي ج، برگههاي گزارش شخصي). همچنين كاربران عمومي كه بيشتر، تصاوير را از طريق گزينههاي تورق در مجموعه انجام دادند، بيان داشتند كه ترجيح ميدهند از تورق استفاده كنند. يكي از اين دسته كاربران گفت: «در اين مرحله ترجيح ميدهم از تورّق استفاده كنم، زيرا استفاده از آن و مرور تمام آنچه در مجموعه وجود دارد و ميتوان مشاهده كرد، جالب و لذت بخشتر است، ولي اگر محدوديت زماني داشته باشم، احتمالاً ترجيح خواهم داد واژه يا عبارت خاصتري را در نوار جستجو درج كنم.» ( كاربر عمومي پ ـ مصاحبه).
ـ رضايتمندي كاربران از گزينههاي جستجو
شركتكنندگان در هر دو گروه كاربران، از گزينههاي چندگانه اي كه براي يافتن منابع موجود در مجموعه «محلاتشهر ميلواكي» در نظر گرفته شده بود، رضايت داشتند. كاربر عمومي ت، واكنش خود را به اختصار چنين بيان كرد: «به نظر من، گزينههاي جستجو در برخي موارد حتي از حد نيازهاي من نيز بيشتر بود» (گزارشهاي شخصي). دانشجوياني كه از مجموعه براي انجام پروژههاي كلاسي خود استفاده كردند، نيز نسبت به گزينههاي تورق و جستجو رضايت داشتند. يكي از دانشجويان گفت: «گزينههاي فراواني وجود دارند. تورق بر اساس منطقه، موضوع، و تاريخ، همگي دستهبنديهاي مناسبي هستند» (دانشجوي چ، گزارشهاي شخصي). چندين كاربر نيز اظهار داشتند كه گزينههاي تورّق بسيار مطلوب و قابل استفاده بودند» (كاربر عمومي ت، مصاحبه). وي در مصاحبهاي مشابه افزود: «بهطور كلي، تاكنون در هيچ سايتي گزينههاي تورق به خوبي شما نديده ام. گزينههاي جستجوي شما كاملاً بامفهوم بود، اما من معمولاً جستجوي كليدواژهاي انجام ميدادم. روش جستجوي تورقي شما نيز واقعاً آسان است».
ـ بحث
اين تحقيق، فهم خوبي از رفتار كاربران در فرايند جستجوي تصاوير در مجموعههاي ديجيتالي فراهم آورد. برخي از يافتهها خيلي غيرمنتظره بود از جمله، تعداد زياد جستجوگران كليدواژهاي، و تفاوت آشكار در انتخاب راهكار جستجو بين دو گروه كاربران. برخي شايد تصور كنند تعداد كاربراني كه ترجيح ميدهند ـ بخصوص در مجموعه تصاوير - تورق كنند، بيشتر خواهد بود. با وجود اين، جستجوي كليدواژهاي ساده، روش غالب در ميان الگوهاي جستجو بود. اين تحقيق رهيافتي شناختي را در تفسير نتايج به كار گرفت و اساساً كانون توجه آن بر مفهوم مدلهاي ذهني و دانش ضمني افراد بود. رهيافت شناختي با موفقيت در طراحي محتوا در ارتباطهاي فني و رسانههاي آموزشي به مرحله اجرا درآمد. همچنين، همانگونه كه «رپ» و همكارانش پيشنهاد ميكنند، پژوهش در قالب روانشناسي شناختي ميتواند براي طراحي مجموعههاي ديجيتالي، اطلاعات قابل توجهي را در اختيار قرار دهد.
مدلهاي ذهني كاربران مجموعههاي ديجيتالي تصاوير
مفهوم مدلهاي ذهني، بخصوص در توضيح تفاوتهاي رهيافتهاي كاربران در اطلاعيابي و انتخاب راهكار جستجو، بسيار مفيد است. دانشجوياني كه جستجوهاي كليدواژهاي را به كار ميگرفتند، با مجموعه به گونهاي برخورد ميكردند، چنانكه گويي يكي از وبسايتهاي قابل جستجوي پوياست و تصوّر ميكردند طراحي متعارف وبسايتها را دارا است؛ مثلاً كادر جستجو در صفحه اصلي يا نوار جهتيابي، و حتي پيوند به «تماس با ما» در پايين صفحه. به نظر ميرسد محتواي بصري مجموعههاي ديجيتالي، تأثيري بر انتخاب روش دسترسي فرد ندارد. كاربران جستجوي كليدواژهاي را به همان ترتيبي انجام دادند كه در مورد جستجو براي يافتن متون و اسناد عمل ميكردند. كاربراني كه مسير تورق را انتخاب كردند و از مزيت علايم بصري بهره گرفتند، با سايت به نحوي ارتباط برقرار ميكردند كه گويي يك نمايشگاه پيوسته است. به نظر ميرسد كاربران يا با مدلهاي ذهني متفاوت از مجموعه كار خود را شروع كردند و يا در اولين برخوردشان اين مدل را شكل دادند، و سپس پياپي تنها از همان مدل استفاده و بر اساس آن روند جستجو را پي گرفتند. «جانسون ليرد» خاطر نشان ميكند افراد مدلهاي ذهنيشان را بر اساس تجربيات قبلي و دانش فرديشان نسبت به محتوا (بافت) ميسازند. يكي از اصولي كه توسط وي بيان شد، اصل صرفه جويي است كه ميتواند در توصيف اين مسئله كمك كه چرا كاربران با وجود گزينههاي جستجوي زياد، تنها به يكي از مدلهاي دستيابي گرايش دارند. اصل صرفهجويي به اين نكته اشاره دارد كه توصيف يك پديدة واحد، در قالب يك مدل ذهني واحد ارائه ميشود، حتي اگر اين توصيف ناقص يا نامشخص باشد. كاربران مدل سادهاي از مجموعه ميسازند ـ چه مدل يك نمايشگاه و يا مدل يك وب سايت ـ و در مجموعه بر طبق آن مدل كاوش ميكنند؛ و اين كار را تا زماني كه ساير قابليتهاي موجود در سايت را بيابند، ادامه ميدهند. اطلاعات برآمده از گزارشها و مصاحبهها نشان داد كاربران را پس از اينكه فرصت كاوش در مجموعه را پيدا كردند، چارچوب ذهني خود را شكل دادند و تعريف نمودند.
به نظر ميرسد محتواي بصري مجموعههاي ديجيتالي براي برخي از كاربراني متناسب باشد كه از تورّق در ميان تصاوير لذت ميبرند؛ اما يافتههاي اين تحقيق حاكي از آن نيست كه كاربران به اين دليل مدل تورّق را انتخاب كردهاند كه نسبت به راههاي ديگر جستجوي تصاوير مؤثرتر است؛ بلكه نوع مدل ذهنياي كه كاربران ميسازند و گزينة روش جستجوي آنها، به تجربيات گذشتة آنان در جستجو در وبسايتها، انتظارهايي كه از مجموعه دارند، سطح مهارتهاي رايانهاي افراد، و نيز تا حدي به دانش پيشزمينة آنها در مورد موضوع مسئله، مرتبط است. دانشجوياني كه هر روز با اينترنت جستجو انجام ميدادند و از مهارتهاي رايانهاي خود مطمئن بودند، روش كليدواژهاي جستجو را انتخاب كردند؛ در حالي كه كاربران عمومي با سن بالاتري كه نسبت به مهارتهاي كار با رايانه و جستجو در اينترنت خود كمتر مطمئن بودند، مدل نمايشگاهي را انتخاب كردند. اين مسئله، مشاهدات «ديلون» را تأييد ميكرد. وي دريافته بود كاربراني كه تجربه كار با رايانه را ندارند، به ميزان زيادي به علايم مكاني و بصري در ايجاد مدلي مؤثر و كارا از سيستم وابسته اند. «مارچيونيني» و «اشنايدرمن» در مطالعات خود در خصوص دايرةالمعارفهاي الكترونيكي دريافتند كه كاربران، مدلهاي ذهني از نظامهاي جديد را بر پايه ساختارهايي همانند ـ و در اين مورد، دايرةالمعارفهاي چاپي ـ شكل ميدهند. با وجود اين، اين تحقيق صرفاً به يك نظام چند رسانهاي مستقل محدود است. در محيط شبكهاي كه در آن مرز بين مجموعههاي تصاوير ديجيتالي و ساير پايگاههاي اطلاعاتي نامشخص است، مشخص كردن اينكه آيا كاربران مدل ذهنيشان از مجموعههاي ديجيتالي را به صورت شيء جداگانه اي ميسازند، كاري دشوار است. «اسپول»، كه در خصوص قابليت كاربردي نظامهاي نرمافزاري وبسايتهاي مستقل مطالعاتي انجام داده، مشاهده كرد كاربران شبكه اينترنت اغلب مدل ذهني از وبسايتها براي خود نميسازند. اين كاربران هيچ نقشهاي از سازمان و ويژگيها و قابليتهاي سايت را در ذهنشان ايجاد نميكنند، بلكه در «لحظه جستجو» براي خود مسيريابي ميكنند. «اسپول» اظهار داشت اين پديده به ماهيت گذرا و ناپايدار تجربة كار با شبكه ارتباط دارد كه طي آن كاربران به سرعت از يك پايگاه اطلاعاتي به پايگاه ديگر ميروند. احتمالاً در همان اولين برخورد با مجموعه، كاربران مدلي ذهني را ميسازند كه همانند تجربيات گذشتهشان در جستجو در شبكه و يا ارتباط با مجموعههاي ديجيتالي مشابه است. با وجود اين، هنگامي كه كاربران زمان بيشتري را صرف كاوشكردن در مجموعه ميكنند، شرايط تغيير مييابد و مدلي ذهني را ميسازند كه ميتواند به گونة مؤثرتري در فرايند اطلاعيابي به كار گرفته شود.
اين پژوهش، ارتباط مفهوم مدلهاي ذهني با درك رفتار اطلاعيابي كاربر در مجموعههاي ديجيتالي را نشان ميدهد. در عين حال، در خصوص فرآيند ايجاد مدلهاي ذهني براي نظامهاي ديجيتالي جديد و چگونگي به كار گرفتن اين مدلها در هنگام جستجو و استفاده از مجموعههاي ديجيتالي، به تحقيقات بيشتري نياز است.
نقش آگاهي قبلي
تا كنون پژوهشهاي متعددي ارتباط بين آشنايي با موضوع و اطلاعيابي را بررسي نموده و دريافتهاند كاربران با آگاهي قبلي، به جستجوي نتيجه بخش و مؤثرتري پرداختهاند. با وجود اين، بيشتر اين مطالعات در مجموعههاي متني انجام گرفته است. پژوهش حاضر نيز اين واقعيت را تأييد ميكند كاربراني كه در موضوعي تخصص دارند، جستجوي كارآمدتري را انجام ميدهند؛ اما اين مسئله كه آشنايي با موضوع، عاملي تأثيرگذار در انتخاب روش دستيابي است، در اين تحقيق به دست نيامد. كاربران آشنا با موضوع، با درج كليدواژههاي خاص در نوار جستجو، كاوش خود را انجام دادند، اما بسياري از آنها نيز جستجو با استفاده از گزينههاي تورّق از پيش تعريف شده را انتخاب كردند. با اين حال، آگاهي قبلي كاربران، در ميزان رضايتمندي آنها از توصيف و نمايه سازي تصاوير، نقش اساسي داشت. دانشجوياني كه از مجموعة فوق براي انجام پروژههاي كلاسي استفاده كردند و نيز كاربراني كه با تاريخچة شهر ميلواكي و روند توسعه حومه اين شهر آشنا بودند، دوست داشتند به توصيفهاي عميقتري از تصاوير دست يابند، و به طور كلي، معتقد بودند «هر چه بيشتر، بهتر» ( كاربر عمومي ب، برگههاي گزارش شخصي). دانشجويان معماري، به ديدن اطلاعات بيشتر مرتبط با رشته خود علاقهمند بودند؛ از جمله، توصيف سبكهاي معماري و مواد مورد استفاده در معماري. محققان و پژوهشگران، از ارجاعات كتابشناختي به منابعي كه در فرايند جستجو و نمايه سازي مجموعه بهكار رفتند، استقبال نمودند. يكي از دانشجويان دانشآموختة رشته جغرافيا كه از اين مجموعه براي انجام پروژه تحقيقاتياش استفاده نمود، پيشنهاد كرد با اضافه كردن پيوندهاي بيشتر به ساير منابع پيوسته موجود در اينترنت در موضوعات مشابه، و ايجاد پيوند در مجموعه با تصاوير و نقشههاي تاريخي، تعامل دو سويه كاربر و مجموعه به ميزان بيشتري ايجاد گردد.
نتيجهگيري
اين تحقيق، رفتار اطلاعيابي در مجموعههاي تصاوير ديجيتالي و به طور خاص، نقش مدلهاي ذهني در يافتن تصاوير در مجموعههاي ديجيتالي را مورد مطالعه قرار داد. از آنجا كه در اين زمينه به تحقيقات بيشتري نياز است، ترسيم فهرست دستورالعملها براي طراحان مجموعههاي ديجيتالي كمي عجولانه به نظر ميرسد؛ اما بسياري از يافتههاي حاصل از اين مطالعه ميتواند كاربردهاي عملي براي طراحي و نيز ايجاد مجموعههاي ديجيتالي آتي داشته باشد. در صورتي كه واقعاً جستجوي كليدواژهاي، روش جستجوي غالب در محيطهاي پيوسته اينترنتي است، كتابداران مجموعههاي ديجيتالي و طراحان وب سايت بايد اين مسئله را مد نظر قرار دهند. بر اساس يافتههاي اين تحقيق، نمايهسازي تصاوير در مجموعههاي ديجيتالي اهميت بسياري دارد. اين مهم با استفاده از لغات كنترل شده و اصطلاحات زباني معمول صورت ميگيرد تا از بازيابي موفقيتآميز تصاوير اطمينان يابيم. بدون وجود نمايهاي جامع، ممكن است تصاوير در پايگاه دادهها مدفون شده باقي بماند و هرگز توسط كاربران مورد استفاده قرار نگيرد. بعد از مشاهده تعدادي از صفحات با پيغام «جستجوي بدون نتيجه» در هنگام كاوش، كاربر با نارضايتي پايگاه را ترك خواهد كرد و احتمالاً هرگز به آن باز نخواهد گشت.
علاوه بر اين، يافتههاي اين تحقيق ميتواند در طراحي محيط رابط در نظامهاي ارائه دهنده تصاوير مورد استفاده قرار گيرد. مخاطبان مجموعههاي ديجيتالي ميراث فرهنگي از طيفهاي گوناگوني هستند و كاربراني داراي سطوح مختلف مهارتهاي كار با رايانه و اطلاع يابي را شامل ميشوند. مجموعههاي ديجيتالي بايد براي رفع نيازهاي كاربران داراي حداقل مهارتهاي رايانه اي كه ترجيح ميدهند تا در مجموعه اي از تصاوير با موضوعات خاص جستجوي خود را دنبال كنند، گزينههاي مرورگر چندگانه اي را فراهم نمايند. اگرچه از قابليتهاي تورّق به اندازه جستجوي كليدواژهاي استفاده نميشود و نظاممندي و كارايي كمتري دارند، با وجود اين ثمربخشي بيشتري خواهند داشت. از اين قابليت ميتوان براي آموزش كاربران و آگاهي دادن به آنها در مورد مجموعهها، مشخص كردن گروههاي موضوعي اصلي و راهنمايي براي يافتن منابع اطلاعاتي جديد بهره برد. گرين و همكاران خاطر نشان ميكنند محيط رابطهاي مجموعههاي ديجيتالي «اغلب در معرفي و عرضه كاملاً صريح و صادقانه محتواي اطلاعاتي موجود خود ناموفق عمل ميكنند، و سبب هدر دادن وقت كاربر و افزايش نارضايتي وي از كار با نظامهاي پيوسته ميشوند». بهرهگيري از مسيرهاي تورق و ساير جايگزينهاي بصري در محيط رابط مجموعهها، نه تنها ميتواند به جستجوگران بيتجربه كمك كند، بلكه ميتواند كاربران مبتدي را از محتواي مجموعه آگاه نمايد. به علاوه، به نظر ميرسد افزودن گزينههاي تورّق چندگانه و تصاوير بصري ميتواند بخصوص براي مجموعههاي تصاوير ديجيتال ـ به دليل محدوديت اساسي كه در توصيف متني منابع بصري وجود دارد ـ راهكار خوبي باشد.
تحقيقات شناختي بيشتر روي رفتار اطلاع يابي ميتواند طراحي كاربرمدار مجموعههاي ديجيتالي را بيشتر تحت تأثير قرار دهد. اغلب پيشنهاد ميشود در روند طراحي مجموعههاي ديجيتالي، طيف گوناگون كاربران داراي سطوح مختلف آگاهي قبلي و الگوهاي متفاوت اطلاعيابي، مدنظر قرار گيرند. با وجود اين، در عمل، طراحان نظام بايد در فراهم آوردن نقاط چندگانه دسترسي، متعادل عملكنند و از قرار دادن عوامل شناختي بيش از حد در سطح محيط رابط بپرهيزند. فهم اينكه كاربران چگونه از مجموعههاي ديجيتالي در ذهن خود مدل و تصوير ميسازند، ميتواند به طراحان كمك كند تا نظامهايي ايجاد نمايند كه همسويي نزديكتري با انتظارهاي كاربران و تواناييهاي شناختي آنان دارند.
منابع
- Edie M. Rasmussen, ‘‘Indexing Images,’’ Annual Review of Information Science and Technology 32 (1997): 169–196.
- Samantha K. Hastings, ‘‘Evaluation of Image Retrieval Systems: Role of User Feedback,’’ Library Trends 48.2 (1999): 438–452.
- Marcia J. Bates, ‘‘Toward an Integrated Model of Information Seeking and Searching,’’ Fourth International Conference on Information Needs, Seeking and Use in Different Contexts, Lisbon, Portugal September, 2002. Available http://www.gseis. ucla.edu/faculty/bates/articles/info_SeekSearch-i-030329.html (accessed November 2, 2005).
- David N. Rapp, Holly A. Taylor, & Gregory R. Crane, ‘‘The Impact of Digital Libraries on Cognitive Processes: Psychological Issues of Hypermedia,’’ Computers in Human Behavior 19.5 (September 2003): 609–628.
- David M. Levy, ‘‘Digital Libraries and the Problem of Purpose,’’ D-Lib Magazine 6.1 (January 2000). Available: http://www.dlib.org/dlib/january00/01levy.html (accessed October 20, 2005).
- Tamara Sumner & Mary Marlino, ‘‘Digital Libraries and Educational Practice: A Case for New Models,’’ Proceedings of the 2004 Joint ACM/IEEE Conference on Digital Libraries (June 2004): p. 170–176.
- Sandra D. Payette & Oya Y. Rieger, ‘‘Supporting Scholarly Inquiry: Incorporating Users in the Design of the Digital Library,’’ Journal of Academic Librarianship 24.2 (March 1998): 121–130.
- Christine L. Borgman, ‘‘Designing Digital Libraries for Usability,’’ in Digital Library Use: Social Practice in Design and Evaluation, edited by Ann Peterson Bishop, Nancy A. Van House, & Barbara P. Buttenfield (Cambridge: MIT Press 2003), pp. 85–118.
- Ann Blandford, Suzette Keith, Iain Connell & Helen Edwards, ‘‘Analytical Usability Evaluation for Digital Libraries: A Case Study,’’ Proceedings of the 2004 Joint ACM/IEEE Conference on Digital Libraries (June 2004).
- Andrew Dillon, ‘‘Spatial-semantics: How Users Derive Shape From Information Space,’’ Journal of the American Society for Information Science 51.6 (2000): 521–528; Blandford, ‘‘Analytical Usability’’.
- Hanna Stelmaszewska & Ann Blandford, ‘‘Patterns of Interactions in Response to Search Results,’’ Joint Conference on Digital Libraries, Portland, Oregon (July 2002). Available http://www. uclic.ucl.ac.uk/annb/docs/Stelmaszewska29.pdf (accessed November 2, 2005); Blandford, ‘‘Analytical Usability.’’
- Christine L. Borgman, Anne J. Gilliland-Swetland, Gregory H. Mayer, Richard Mayer, David Gwynn, Rich Gazan & Patricia Mautone, ‘‘Evaluating Digital Libraries for Teaching and Learning in Undergraduate Education: A Case Study of the Alexandria Digital Earth ProtoType (ADEPT),’’ Library Trends 49.2 (2000): 228–250; Gary Marchionini, ‘‘Evaluating Digital Libraries: A Longitudinal and Multifaceted View,’’ Library Trends 49.2 (2000): 304–333.
- Samantha K. Hastings, ‘‘Query Categories in a Study of Intellectual Access to Digitized Art Images,’’ in Proceedings of the 58th ASIS Annual Meeting, Chicago (October 1995); Helene E. Roberts, ‘‘A Picture is Worth a Thousand Words: Art Indexing in Electronic Databases,’’ Journal of the American Society for Information Science and Technology 52.11 (September 2001): 911–916.
- Bates, ‘‘Toward an Integrated Model’’.
- Gary Marchionini, Information Seeking in Electronic Environments (London: Cambridge University Press, 1995), p. 5.
- Ibid., p.6.
- Ronald E. Rice, Maureen McCreadie & Shan-Ju L. Chang, Accessing and Browsing Information and Communication (Cambridge: MIT Press, 2001), p. 2.
- Carol C. Kuhlthau, ‘‘Longitudinal Case Studies of the Information Search Process of Users in Libraries,’’ Library and Information Science Research 10.3 (1988): 257–304.
- Borgman, ‘‘Designing Digital Libraries for Usability.’’
- Marchionini, Information Seeking in Electronic Environments.
- Bates, ‘‘Toward an Integrated Model.’’
- Marcia J. Bates, ‘‘The Design of Browsing and Berry-picking Techniques for the Online Search Interface,’’ Online Review 13.5 (1989): 407–424.
- Amanda Spink, Tom Wilson, David Ellis & Nigel Ford, ‘‘Modeling Users’ Successive Searches in Digital Environments,’’ D-Lib Magazine (April 1998). Available http://www.dlib.org/dlib/april98/04spink.html (accessed October 20, 2005).
- Gary Marchionini & Ben Shneiderman, ‘‘Finding Facts vs. Browsing Knowledge in Hypertext Systems,’’ Computer 21.1
(1988): 70–80; Borgman, ‘‘Designing Digital Libraries for Usability’’; Andrew Dillon, ‘‘Spatial-Semantics’’;Marchionini, Information Seeking in Electronic Environments; Rice, Accessing and Browsing Information and Communication.
- Marchionini & Shneiderman, ‘‘Finding Facts.’’
- Marchionini, Information Seeking in Electronic Environments, p.12.
- P.N. Johnson-Laird, Mental models (London: University Press Cambridge, 1983), p. 402.
- Donald A. Norman, The Design of Everyday Things (New York: Basic Books, 2002), p. 17.
- Michael D. Cory, ‘‘Mental Models and Hypermedia,’’ Educational Technology Review 9 (1998): 20–25.
- Ibid.
- Dillon, ‘‘Spatial-Semantics’’.
-Bryan P. Heidorn, ‘‘Image Retrieval as Linguistic and Nonlinguistic Visual Model Matching,’’ Library Trends 48.2 (1999): 303–326.
- Krystyna K. Matusiak & Judith T. Kenny, ‘‘Building a Digital Collection of Photos and Maps: Milwaukee Neighborhoods at the University of Wisconsin-Milwaukee Libraries,’’ Cartographic Perspectives 49 (Fall 2004): 66–73. September
1. Information seeking behavior.
2. A cognitive approach.
3. Krystyna K. Matusiaka
4. كارشناس كتابداري و اطلاع رساني.
5. كارشناس زبان و ادبيات انگليسي و كارشناس گروه مترجمي دانشگاه امام رضا (ع) مشهد.
1. Archival boxes or folders.
2. Rasmussen.
3. University of Wisconsin-Milwaukee Libraries ( UWM libraries).
1. Bates
. Multimedia
. Rapp et.al
. Presentation of the evaluation study
. Metadata standards
. Levy
. Payett
. Rieger
. Borgman
. usability
. information farming.
. information foraging.
. Marchionini.
. Kuhlthau.
. berry-picking pattern.
.Spink etal.
. Shneiderman.
. Johnson-Laird.
. Johnson-Laird developed the theory of mental models in the context of discourse communication and text comprehension.
. Norman.
7. Everyday Things.
. Cory.
. Dillon.
. cognitive overhead.
1. Heidorn.
. Evaluation Study.
. Think aloud protocol.
1. روش جستجويي كه تركيبي از عبارات به وسيله حروف ربطي "و"، "يا" و "اما" است.